برای توسعه سرمایهگذاری و موفقیت مالی کارهای زیادی میتوان انجام داد و روشهای متفاوتی وجود دارد، در این بین من از این روش استفاده میکنم و با این اصطلاحات کار میکنم، پس بهتر است این روش و چند اصطلاح را بلد باشیم.
روش من تغییر یافته و شخصی سازی شده است، شما هم میتوانید برای خودتان شخصی سازی کنید. زیرا هیچکس جای شما نیست و شما بهترین فردی هستید که از شرایط خود آگاهی کامل دارید و خودتان را بهتر از هر شخص دیگری میشناسید.
معمولا درآمد را باید به چند بخش تقسیم کرد.
سرمایهگذاری
آموزش
پسانداز
هزینههای روزمره
من درآمدم را به بخش های زیر تقسیم میکنم.
مقداری برای آموزش (به اندازه خرید یک یا دو کتاب در ماه)
۲۰ درصد پس انداز همراه با سرمایهگذاری ( مثلا اگر ۳۰ میل درآمد داشته باشم، شش میل را درون صندوق درآمد ثابت قرا میدم و با سود آن به صورت ماهانه و هفتگی طلا یا نقره میگیرم و اگر قیمت طلا و نقره بازار مناسب خرید باشد سه میل را در صندوق درآمد ثابت میگذارم و ۳ میل دیگ را مستقیم طلا و نقره میگیرم)
باقیمانده درآمدم صرف هزینههای روزمره، قسط وام و ... که از همین هزینهها هرچقدر بتونم صرفهجویی میکنم و در آخر ماه در صندوق درآمد ثابت سرمایهگذاری میکنم.
اصطلاح پرتفوی چیست؟
پرتفوی همان سبد سرمایهگذاری است یعنی تقسیم بندی دارایی. و باید سبد سرمایهگذاری متنوعی داشته باشید و به قول معروف همه تخم مرغها داخل یک سبد نگذارید.
سبد سرمایهگذاری بر اساس شرایط ، علایق، و دسترسی ها به بازار متفاوت است. و در طول زمان به مرور درصد و اعداد تغییر میکنند.
پرتفوی من به این صورت است که ۵ درصد نقره، ۵۵ درصد طلا و ۴۰ درصد صندوق درآمد ثابت. و اگر موقعیت های خرید ایجاد شود صندوق درآمد ثابت تا ۲۵ کاهش و طلا و نقره افزایش و اگر موقعیت فروش باشد طلا تا ۱۰ درصد کاهش و نقره تا ۵ درصد و بقیه به درآمد ثابت منتقل میشه.
اصطلاح بعدی درآمد پسیو (passive income) است به این معنی که یکبار کاری را انجام میدهید و تا همیشه به دارایی شما اضافه میشود و یا اینکه دارایی شما به صورت خودکار اضافه میشود.
مانند صندوق درآمد ثابت
مانند خرید سهام یک شرکت
مانند ثبت یک اختراع و فروش امتیاز آن
خرید طلا و نقره و دلار و افزایش ارزش آها به مرور زمان
یعنی پول شما برای شما به صورت اتوماتیک کار کند و درآمد ایجاد کند.
و در آخر اصطلاح کاربردی دیگر "مدیریت ریسک" میباشد.
مدیریت ریسک یعنی گذاشتن قرار با خود برای فروش یک کالا و خارج شدن از یک معامله قبل از اینکه خیلی دیر شود. مثلا مقداری طلا در قیمت ۱۹ میل خریدهام و انتظار دارم به ۲۵ میل برسد، حال اگر بنا به اتفاقاتی قیمت به ۱۴ میل کاهش یابد مقدار زیادی ضرر میکنم و هر قیمتی بالاتر از ۱۴ میل بتوانم خارج شوم کمتر ضرر کردهام، در این مواقع بازار را نمیتوان پیش بینی کرد، ولی تحمل ضرر خودتان را که میتوانیم بررسی کنیم. مثلا اگر مدت زمان برایمان مهم نیست تحمل ریسک افزایش مییابد و اگر مدت زمان مهم باشد تحمل ریسک کاهش مییابد و آزاردهنده میشود. پس باید قبل از خرید هر کالایی میزان سود وضرر را تعیین کنیم.
مثلا من از خرید طلا با قیمت ۱۹ میل به علاوه ۱ درصد کارمزد توقع ۱ میل سود به ازای هر گرم دارم پس قیمت فروش برای سود میشود ۲۰۱۹۰۰۰۰ و تحمل ضرر هم برایم ۵۰۰ هزار تومان که با ۱ درصد کارمزد میشود ۱۸۶۹۰۰۰۰ قیمت فروش برای جلوگیری از ضرر.
و هنگامی که از قبل بدونید که چکار میخواهید انجام دهید و چقدر تحمل درد و ضرر دارید و یا به چقدر سود نیاز دارید، در مواقعی که بازار نوسان شدید دارد، گیج و سردرگم نخواهید شد و سرعت عمل بالاتری دارید.
و مدیریت ریسک و حد سود و ضرر بستگی به هدف مالی دارد، و برای کسانی که از بازار نوسان گیری میکنند بسیار مهم است و بدون تعیین نقاط ورود و خروج متحمل ضررهای سنگین میشوند و ممکن است دارایی خود را از دست بدهند.
ولی اگر به صورت پلکانی خرید کنید و برنامه بلند مدت داشته باشید، حد ضرر خیلی مطرح نیست و بیشتر نقطه فروش و حد سود باید مد نظر باشد تا وقتی به مقدار مورد نظر رسید، آن را بفروشید و به درآمد برسید، مثلا وقتی ارزش دارایی هایم به اندازه خرید یک یخچال شد یا یک لپتاپ شد ( اون هدف مالی که برای خودم داشتم) داراییام را بفروشم و یخچال یا لپ تاپم را خریداری کنم.
اگر سوالی داشتید بپرسید، خوشحال میشم کمک کنم به جوابتون برسید.