توسعه فردی و موفقیت مالی با قابلیت اجرا

اینجا تجربیات شخصی‌ام را با کسانی به اشتراک می‌گذارم که به دنبال راهی برای تغییر وضعیت زندگی‌شان هستند؛ با تمرکز بر توسعه فردی و سرمایه‌گذاری هوشمند.

بهتر شدن، بهتر بودن

"حرکت به سمت آرزها، از شرایط موجود ناراضی بودن، بلاتکلیفی در زندگی"

تعداد زیادی از ما در اطرافمان یا در شبکه‌های اجتماعی یا در شخصیت فیلم‌ها و داستان‌ها، افرادی را می‌بینیم که دوست داریم شبیه آن‌ها باشیم.

افرادی منظم، با اعتماد به نفس، دارای برنامه، خوش صحبت، جذاب، شیک و ...

ولی به دلایل و بهانه‌های بسیار راه تبدیل شدن به آن‌ها را بلد نیستیم و یا نمی‌توانیم مثل آن‌ها شویم. در اینجا چند مشکل وجود دارد.

یک : ما مسیر رشد آن فرد و اینکه از کجا شروع کرده و از چه مسیرهایی عبور کرده تا به آن جایگاه یا شخصیت و آن توانایی برسد را نمی‌دانیم. و این را مطمئن باشید که هیچکس یک شبه و بدون چالش به جایی نمی‌رسد و شخصیت برتر آن فرد شکل نمی‌گیرد.

دو : هیچوقت خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. حتی دو درخت یکسان در یک باغ میوه‌های یکسانی ندارند. فقط تا مقداری شبیه به هم می‌توانند باشند. و موفقیت و عدم موفقیت هیچکس، دلیل به موفقیت و عدم موفقیت ما نیست.

سه : ما خیلی وقت‌ها چیزی را دوست داریم ولی واقعا آن را نمی‌خواهیم. اگر شما چیزی را بخواهید، شک نکنید که به آن می‌رسید. جمله "خواستن، توانستن است" تاکید به همین موضوع دارد، و از داستان‌های زندگی افراد موفق هم میتوان این جمله را فهمید. باز هم باید تکرار کنم که ما خودمان را با دیگران مقایسه نمی‌کنیم و باید راه خودمان را پیدا کنیم، فقط این افراد موفق به ما می‌گویند که کار نشد ندارد.

چهار : هر چیزی بهایی دارد. شکست بهای تجربه کردن است. سختی کشیدن بهای موفقيت است. از لذت‌ها و خوشی‌ها کم کردن و یا کنار گذاشتن آن‌ها، بهای یادگیری و پیشرفت است. شروع به یادگیری کنید تا پیشرفت کنید و برای یادگیری باید هزینه کنید.

پنج : همیشه برای انجام ندادن هرکاری بهانه وجود دارد، و هیچوقت ابزار و امکانات دلخواه وجود ندارد، مثلا برای باشگاه رفتن اگر کفش و لباس و تمام وسایل به صورت کامل و حرفه ای داشته باشیم، به همراه یک مربی خصوصی  و محل باشگاه هم در نزدیکی خانه و چند دوست که پیگیر باشگاه هستند، با این‌ها باشگاه رفتن که کاری ندارد، کار سخت نرفتن است. مهم این است که کفش و لباس معمولی داشته باشی و بدون مربی و هیچ دوستی، وقتی باشگاه از خانه شما دور است و از سر کار عصر برگشته‌اید و تا آخر شب چند ساعتی بیشتر بیکار نیستید و برای هزینه باشگاه باید بیشتر پس‌انداز کنید، در این شرایط وقتی باشگاه می‌روید باید به خودتان افتخار کنید. تمامی کارها و فعالیت‌ها به همین صورت هستند. در این حالتبهترین کار برداشتن قدم‌های کوچک است.

پول هر ماه باشگاه رفتن ندارم، اشکالی ندارد، چند ماه یک بار بروم.

باشگاه خوب در نزدیکی خانه وجود ندارد، به یک باشگاه بد ولی نزدیک خانه بروم.

باز هم نمی‌توانم، پیاده‌روی کنم یا بدوم.

باز هم وقت نیست، چند حرکت ورزشی در خانه انجام بدهم.

باز هم نمی‌شود در سر کار چند حرکت نرمشی و کششی انجام بدهم.

باز امکانش نیست، درباره ورزش مطالعه کنم.

فقط کافیست که انجام دهید و ذهنتان را درگیر آنچه که دوست دارید، نگه دارید. سرانجام راه حل پیدا می‌شود. هیچوقت هدفتان را بدون اینکه آن را امتحان کنید و چند باری در آن شکست بخورید، رها نکنید. چون بدون عمل هیچگاه نمی‌فهمید که قابلیت اجرا داشته یا نه!

اگر از شخصی که چند بار  او را دیده‌اید، سوال نکنید و از او درخواست قرار ملاقاتی نکنید، هیچگاه نخواهید فهمید که درخواست شما را قبول می‌کند یا نه!

تمام زندگی همین است. پس آرزوهایتان را درخواست کنید تا بدانید که آرزوهایتان هم شما را می‌خواهند یا نه!

شش : محیط اطراف و شرایط موجود خود را بپذیرید.

پدر، مادر، برادر، خواهر، همسایه، رییس، وضعیت مالی، شهر، درآمد، .... همه این‌ها جزو محیط و شرایط شما هستند. آن‌ها را قبول کنید، حال ببینید با این شرایط چه کاری می‌توانید انجام دهید و بهتر شوید. مثلا با پدر پولدار و یا یک خواهر معروف و مهربان من هم می‌توانم پیشرفت کنم. مهم این است که وقتی پدر پولداری نداری، بتوانی کاری انجام بدی. پس محیط.  شرایط خود را قبول کنید تا ذهنتان آزاد شود تا بتوانید به آرزو‌ها و اهدافتان فکر کنید و به سمت آن‌ها نزدیک شوید.

هفت : از قدم‌های کوچک شروع کنید. و کوچکترین قرم خواندن کتاب است.